خوشا مرغی که در کنج قفس با یاد صیادش
چنــــان خرسنــد بنشیند که پنــدارند آزادش
نمیگویم فرامـوشش مکـن گـاهـی به یاد آور
اسیری را که میدانی نخواهی رفت از یادش
دلم درآتشست از عشق و من آسودهام از غم
که میدانم محبــت میرسد روزی به فریـادش!
"عاشق اصفهانی"
ســــلام
درنگ ...! يك ساله شد!
اينجا شايد لانـه ايست ....
نه دري نه ديواري تنـها همين پنجـره آبـي كه از آسـمان آويخته...
و چشماني كه به سويت خيـــره مانده است
هر نگاهت واژه اي مي شود به روي سطرها ... از حس ناشناخته اي كه روانه مي سازي
هنوز در خـاطر آسمان هست
آن روز آفتـــابي ...
مهــــري كه از زبان يك دوست جاري بود و
تلنــگري شد براي درنگ هاي گاه و بي گاه ياكريم
حالا اگرچه هوا ابريست و مهـربانيش كمـرنگ
اما هنوز نيم نگاهش همـــراه من است
و گرماي حضور تو در اين كنج ، قلمم را دلــگرم مي كند...
اي مهــــربانتـرين
دل بيتاب رفتنم را در اين سراي فاني تا لحظه اي كه آمدنيست همــراهي كن ![]()
انيســا تنهايي ام را جز تو مونسي نيست همدمم باش
ياكريم-۱۶مهر۱۳۸۶
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابیطالب.ع.

هر قلب به سينه قبله گاهي دارد
هر قبـله براي خود خـدايي دارد
اما زميان كعبـه فرمـود خــداي
ايــوان نجـف عجب صفايي دارد

دوستـان؛
اگر يادتان بود و بــاران گرفت
دعـايي به حال بيـابان كنيد ! ![]()
![]()
![]()



