رسالهاي كه نوشتم ز اشك ناز فروشم
نشد كه بر تو فرستم نشد كه باز بپوشم
گناه درد به يك سو غم فراق به يك سو
تمام عمر دو بار گران نشسته به دوشم
گلايه هست وليكن نمانده حال گلايه
تو درسؤال بكوش و مبين چنين كه خموشم
ز پاي گرچه بيفتم وصال تو ندهد دست
ولي چه چاره كه بايد تمام عمر بكوشم
اگر چه بي كس و كارم اگر چه هيچ ندارم
به عالمي سر مويي ز زلف تو نفروشم

قسم به ديده جوشان قسم به خانه بدوشان
كه تا نيامدنت جز به خُمّ اشك نجوشم
به حال بي كسي من كسي نكرد عنايت
ثمر نداد فغـــانم، اثر نكرد خروشــم
دل گرفته علاجي به غير گريه ندارد
من آن علاج به دستم من آن پياله به دوشم
چگونه هست ميسّركهراني ازدر لطفت
مرا كه قيد تو برگردن استو حلقه به گوشم*
* شاعــــــــــــر: ؟
يَا مَنْ لا يُرْجَى إِلا فَضْلُهُ
سایه ای بر دل ریشم فکن ای گنج روان
که من این خانه به سودای تو ویران کردم
دیگر خسته ام از تلاش بی پایان ....از این نبرد بیهوده میان عقل و دل خسته ام
مجالی برای نفس تازه کردن نیست، تنها دریچه نگاه توست که آرامم می کند
من به رفتن محتاجم و تو به ماندن و صبوری می خوانیم ...
اگر دلم را به دست باد داده ای ... ملالی نیست
اگر تمنای چشمان اشکبارم را جز سکوت پاسخی نمی دهی ....ملالی نیست
اگر چون هاجر به امید آب هفت بار که نه هفتاد بار از این کوه به آن کوه حیرانم کرده ای ... ملالی نیست
اگر پیکر رنجورم را زخم های بسیار نمک دیده ...ملالی نیست
اگر پروانه های دلم را هرشب به آتش می کشی ....ملالی نیست
دریچه نگاهت برای من کافیست .... من به همین روزنه امیدوار و دلخوشم ... از بیتابی و بی قراری خسته ام ..... باقی هرچه تو بخواهی که از اول هم خواستي تسليم بوده ام....
.... ملالی نیست دل را به زنجیر کشیده ام تا مجالی عقل حکمران این وادی حیرانی شود ...
.... امـا
انیســا
دلــم را در این سرای بیــکسی تنــها مگـذار
ياكريم-۱۷ارديبهشت۱۳۸۶
دل مهياي ديوانگيست
و صبوري نمي تواند
بارها از اين روزنه اشكهاي خورشيد را تا آخرين قطره بر گونه هاي سرد زمين شمرده ام و در انتظار رنگين كمان خيره به آسمان نگاهت مانده ام .
حق با پروانه هاي باران خورده است، ماندن از راه دورم مي كند.
دل به دلت مي دهم و راهي مي شوم ...
آشفتگي ام را ببخش، زمين دلواپسيم را شوقي تازه در برگرفته است !
دل به دلت خواهم داد و با دستاني لبريز از عشق تو
براي لمس نسيمي كه بوي سيب مي دهد راهي خواهم شد...
ياكريم-۱۰ارديبهشت۱۳۸۶



